بهتر است اسلام را در مشرق و مغرب جداگانه مورد ملاحظه قرار دهيم‌. اول از مشرق‌ آغاز مي‌كنيم كه در آن‌جا فعاليت صليبيان نتيجه‌اي جز استواركردن ايمان مسلمانان و تشديد مساعي آنان نداشت‌. بهترين تصوير از نتيجه‌ٴ ناخوشايند اين جنگ‌هاي صليبي به‌وسيله‌ٴ فرقه‌ٴ حَشّاشين اسماعيلي عرضه شد؛1 اين فرقه در سده‌ٴ دوازدهم‌، بسيار نيرومند گشت‌. نخستين‌ رهبر آن حسن بن صباح‌، كه در 1090، الموت را اشغال كرده بود، در 1124، درگذشت‌. شيخ‌الجبل‌، كه محققان جنگ‌هاي صليبي مطالب فراواني درباره‌ٴ او خوانده‌اند، رئيس حشاشين‌ شام بود.
ايجاد قديمي‌ترين فرقه‌ٴ درويشان در بغداد، در حدود سال 1130، بنابر روايت‌ها به عبدالقادر گيلاني نسبت داده شده‌، و اين فرقه به نام او به‌قادريه موسوم است‌. درويشان‌، همتاي مسلمانان‌ يا راهبان مسيحي‌اند. تشكيلات آنان دقيقاً پاسخگوي همان منظورها و همان نيازهاي روحي‌ است كه سازمان فرقه‌هاي رهباني در قلمرو مسيحيت‌. احتمال دارد كه خانقاه‌هاي اسلامي پيش‌ از اين عصر، وجود داشته‌؛ ولي قادريه فرقه‌اي است كه تاريخ آن را مي‌توان تا نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، پيگيري كرد.
عمر نسفي رساله‌اي در پرسش و پاسخ‌هاي ديني تأليف كرد كه در مشرق (به‌عبارت دقيق‌تر در كشورهاي حنفي‌) تقريباً تا روزگار ما از رواج فوق‌العاده‌اي برخوردار شد. بالاخره شهرستاني‌ از علماي اشعري تاريخ گرانبهايي راجع به اديان و مذاهب اسلامي نوشت‌. غير از غزالي‌، كه در 1111، وفات يافت‌، شهرستاني بزرگ‌ترين فقيه مسلمان در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌، بود.
 يگانه شخصيت مغربي درخور ذكر در اين خلاصه‌، ابن تومرت بربر، مهدي الموحّدين است‌. مهم‌ترين مريد او عبدالموٴمن موٴسس آن سلسله بود؛ عبدالموٴمن پيش از پايان پادشاهي‌اش‌(1130 ـ 1163)، بر سراسر اسپانياي مسلمان و آفريقاي شمالي‌، از مصر تا كرانه‌ٴ اقيانوس اطلس‌ حكومت كرد. اين فصلي از تاريخ سياسي بود، ولي مانند فتوحات اوليه‌ٴ مسلمانان براساس شور ديني قرار داشت‌.

4. آيين بودايي‌. نخستين فرقه‌ٴ بودايي كه مي‌توان آن را ژاپني خواند نم‌بوتسو شو بود، كه‌ ريونين در آغاز سده‌ٴ دوازدهم‌، تأسيس كرد. اصول هشت فرقه‌ٴ پيشين از چين صادر شده بود و فقط جرح و تعديل ژاپني در افكار چيني بود. ولي مقارن سده‌ٴ دوازدهم‌، دين بودايي در چين‌ دچار ركود و اضمحلال مي‌گرديد، و از سوي ديگر، ژاپن بيش از پيش از زير نفوذ چين خارج‌ مي‌شد. فعاليت ريونين نشانه‌ٴ آغاز يك نهضت بزرگ بودايي است‌، يعني يك بيداري بزرگ‌، و نمبوتسو در اصل آميدايي بود؛ يعني اميد رستگاري به عبارت دائم آميدا مربوط مي‌شد.


1 .ج 1، ص 736.